-
همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد
چهارشنبه 15 آبانماه سال 1392 13:46
همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد زمانی از حقیقت های ما افسانه می سازد سر مغرور من! با میل دل باید کنار آمد که عاقل آن کسی باشد که با دیوانه می سازد مرنج از بیش و کم ، چشم از شراب این و آن بردار که این ساقی به قدر "تشنگی" پیمانه می سازد مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم که عشق از پیله های مرده هم...
-
اگر خود بال خود را می شکستم
چهارشنبه 15 آبانماه سال 1392 12:18
ای زندگی بردار دست از امتحانم چیزی نه میدانم نه میخواهم بدانم دلسنگ یا دلتنگ ! چون کوهی زمینگیر از آسمان دلخوش به یک رنگین کمانم کوتاهی عمر گل از بالا نشینی ست اکنون که میبینند خوارم،در امانم دلبسته افلاکم و پابسته خاک فواره ای بین زمین و آسمانم آن روز اگر خود بال خود را می شکستم اکنون نمی گفتم بمانم یا نمانم؟! قفل...
-
نیمه گمشده
یکشنبه 12 آبانماه سال 1392 19:33
نیمه گمشده من باید یه آدم خیلی ولگردی باشه که تا الان پیداش نشده !! یه همچین آدمی به درد زندگی نمیخوره ...!! اصلا بره بمیره ...!!!! __ امیدوارم اون نیمه زودی پیداش بشه حیف ... مانیست تنها باشه . __ ولی تو نیمه گمشده من هستی، الهی همیشه زنده باشی
-
به هم مبتلا
شنبه 11 آبانماه سال 1392 17:13
چنان که از قفس هم، دو یاکریم به هم از آن دو پنجره، ما خیره می شدیم به هم به هم شبیه، به هم مبتلا، به هم محتاج چنان دو نیمه ی سیبی که هر دو نیم به هم من و توایم دو پژمرده گل میان کتاب من و توایم دو دلبسته از قدیم به هم شبیه یکدگریم و چقدر دلگیر است شبیه بودن گل های بی شمیم به هم من و تو رود شدیم و جدا شدیم از هم من و...
-
کرده ما را عاشقی جادو
یکشنبه 5 آبانماه سال 1392 08:42
کو یارم یارم کو نازنین نگارم کو برده او قرارم کو کو . . . شمع شب تارم کو جلوه بهارم کو بی رخش نزارم کو کو . . . ناز او یک سو غمم یک سو کرده ما را عاشقی جادو هر که را بینم بپرسم کـــو!؟
-
هر چیزی قیمتی دارد!
شنبه 27 مهرماه سال 1392 12:31
عاقبت یک جایی، یک وقتی، به قول شازده کوچولو: "دلــــــــتـــ اهلــیــــهِ یـــکـــ نــفــــر می شــــود !..." و دلت ، برای نوازش هایش تنگ می شود ؛ حتی برای نوازش نکردنش ! ...تو می مانی و دلتنگی ها ، تو می مانی و قلبی که لحظه های دیدار تند تر می تپد . سراسیمه می شوی ، بی دست و پا می شوی ، دلتنگ می شوی ،...
-
تو باید بری دیگه خوبه من
یکشنبه 21 مهرماه سال 1392 22:03
تو که گفتی بی تو سختمه غم و غصه توی بختمه داری حالا عادت می کنی دل و از غم راحت می کنی دیگه رفتن ساده ست واسه تو جاده ها آماده ست واسه تو ولی چشمای من تر شده عمر من پای تو سر شده چرا اشکامو باور کنی خودتو واسه من پرپر کنی تو باید بری دیگه خوبه من بری از اینجا محبوبه من بری از اینجا ... ________ پ.ن آهنگی که امروز...
-
پیش بینی نمیکرد!
جمعه 19 مهرماه سال 1392 14:34
صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می روید در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد و خاصیت عشق این است...
-
از ته دل تو رو دوست دارمتــ...
چهارشنبه 10 مهرماه سال 1392 21:35
گاهی زیر بارون ____ پ.ن: این آهنگ مازیار فلاحی رو خیلی دوست دارم فردا روز میام و لینک دانلودش و هم میگذارم :)
-
ما حتماً عاشق همیم
شنبه 6 مهرماه سال 1392 13:08
دستم را زیر سرم میگذارم و به خواب میروم، من و دستم هر شب، خواب تو را میبینیم، عزیزم ما حتماً عاشق همیم که این همه از هم دوریم …! غلامرضا بروسان
-
روزهای ناگذر!
دوشنبه 1 مهرماه سال 1392 18:14
من دلم پوسـیـد بوسهای، سـطری، سـلامی، خـندهای، چیـزی! سید علی میر افضلی __________ پ.ن و چه روزهای سخت و ناگذری رو میگذرونم!
-
Koop Islands Koop _ موسیقی وبلاگم
دوشنبه 1 مهرماه سال 1392 13:45
Hello, my love It's getting cold on this island I'm sad alone I'm so sad on my own The truth is We were much too young Now I'm looking for you Or anyone like you We said goodbye With the smile on our faces Now you're alone You're so sad on your own The truth is We ran out of time Now you're looking for me Or anyone...
-
اکثر عاشقا جوون مرگن ...
دوشنبه 1 مهرماه سال 1392 10:43
یه دفعه از چه فصلی سبز شدی، که تو احساس من قدم بزنی؟ یه خیابون شدم که گه گاهی، یه کمی واسه من قدم بزنی یه خیابون شدم که خستگیام، کز کنم توی موج دامن تو اگه دستم نمی رسه به خودت، مست شم از عبور کردن تو مث پس کوچه های پاییزم، ریه هام خش خشن پر از برگن سن و سالی نداره رابطمون، اکثر عاشقا جوون مرگن اونقدر راه رفتی روی...
-
بگـــــــــــو خب :)
چهارشنبه 27 شهریورماه سال 1392 23:01
دارم میرم مسافرت ازت میخوام مواظب عزیزترینه من باشی خب ... بگــــــــــــــو خب تا با خیال راحت برم :)
-
هراس بی تو ماندنم ادامه دارد!
سهشنبه 26 شهریورماه سال 1392 22:34
از آسمانم ماتم ببارد هراس بی تو ماندنم ادامه دارد نمینویسم ترانه بی تو چگونه پر کشد خیال واژه بی تو به لب رسیده جان کجایی که برده طاقتم جدایی … باران تویی به خاک من بزن بازا ببین که بی مه تو من هوای پر زدن ندارم … * لینک دانلود ترانه باران تویی، اثر گروه چارتار _____ پ.ن دوست داشتن شیرینه و دوست داشته شدن دیگه عسله!
-
مخلصیم خدا
دوشنبه 25 شهریورماه سال 1392 02:40
و سلاممممممممم من رفرش شدم! آیم بک :) همینه دیگه دو کلوم حرف مردونه با خدا نتیجه اش این میشه ^^ خدا رو شکر میکنم برای همه زمان هایی که من و میبینه و دستش و میذاره رو شونه ام خدای مهربون دارم سعی میکنم هر روز بهتر از دیروز بشم میخوام نشانه هات رو چراغ راهم قرار بدم و ب سوی فردا حرکت کنم دوستت دارم خداااااا مخلصیم خدا
-
بی قراری بی سبب
شنبه 23 شهریورماه سال 1392 04:14
خدای من... مرا چه شده است این روزها؟ یک نوع جدال خود با خود گریبانم را سخت گرفته! یک نوع بی قراری که نوع جدیدی از زندگی را به من نشان داده است! زندگی در برزخ...! این روزهایی که سپری میشود حس زنده بودن ندارم! تنها نفس میکشم صورتم تماماً خیس میشود و با چشمان باز اشک میریزم! دلیل تحولم را نمیدانم! دلیل شاد نبودنم را...
-
با دل دادن بازی خوردم
شنبه 16 شهریورماه سال 1392 14:35
این روزها دلم و محاکمه میکنم! به جرمه! به جرم اینکه چرا چشم نداشت و چرا کور بود! من و چه به دل بستن! من و چه به زندگی کردن با لبخند! همیشه وقتایی که خودمون و تافته جدا بافته میبینیم و غرق میشیم در اطمینان، به خودمون که میایم میبینیم که از دست دادیم! از دست دادیم همه اونچه که بهش میبالیدیم! و چه قدر تهوع آوره دیدن...
-
کاش پیش از این متولد نشده بودم!
جمعه 15 شهریورماه سال 1392 01:11
حالم از این دنیا بهم میخوره از دنیا و از ادمای بی ثباتش بهم میخوره از دنیا و از ادمای بی ثباتش و خودم بهم میخوره حالم از خودم بهم میخوره کاش نبودم کاش پیش از این هرگز متولد نشده بودم کاش
-
بیا از من تو رد شو!
پنجشنبه 14 شهریورماه سال 1392 22:01
بیا دوری کنیم از هم بیا تنها بشیم کم کم بیا با من تو بدتر شو بیا از من تو رد شو! ببین گاهی یه وقتایی دلم سر میره از احساس نه میخوابم نه بیدارم از این چشمای من پیداست تنم محتاج گرماته زیادی دل به تو بستم هیچ دردی در این حد نیست من از این زندگی خسته ام دلم تنگ میشه بیش از حد دلم تنگ میشه بیش از حد... دانلود آهنگ...
-
بی بهانه!
چهارشنبه 13 شهریورماه سال 1392 02:00
کمی بی بهانه کمی بی ترانه! کمی نرم نرمک دلم را رها کرد! __________ هایکو! شعر کوتاه! هر چی که بود اثر خودم بود هههه منتظر بهانه نباشید! بی بهانه هم میشه!
-
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
دوشنبه 11 شهریورماه سال 1392 12:59
ابرم که می آیم ز دریا روانم در به در صحرا به صحرا نشان کشتزار تشنه ای کو که بارانم که بارانم سراپا پرستوی فراری از بهارم یک امشب میهمان این دیارم چو ماه از پشت خرمن ها بر اید به دیدارم بیا چشم انتظارم کنار چشمه ای بودیم در خواب تو با جامی ربودی ماه از آب چو نوشیدیم از آن جام گوارا تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب به من گفتی...
-
تو سراپا ارامش ، من پر از حرف و خواهش
شنبه 9 شهریورماه سال 1392 21:16
تو سراپا احساسی تو خود عطر یاسی اگه تو با من باشی زندگیمو میسازی دست تو توی دستم عشق تو توی قلبم من همیشه عاشقت بودم و باز هستم دوست دارم دوست دارم دوست دارم و بی قرارم خوشبختی مو با تو میخام و با تو اروم روزگارم تو سراپا ارامش ، من پر از حرف و خواهش داشتن این احساسو تنها با تو میخامش تو شبیه رویامی ، تو تموم دنیامی...
-
دلتنگــــــی!i
جمعه 8 شهریورماه سال 1392 01:16
بی تو اسم تمام کوچههای شهر دلتنگی است. سید علی میر افضلی
-
آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش
چهارشنبه 6 شهریورماه سال 1392 23:01
همه می پرسند : چیست در زمزمه ی مبهم آب؟ چیست در همهمه ی دلکش برگ؟ چیست در بازی آن ابر سپید روی این آبی آرام بلند که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال؟ چیست در خلوت خاموش کبوتر ها؟ چیست در کوشش بی حاصل موج؟ چیست در خنده ی جام؟ که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن می نگری؟! نه به ابر نه به آب نه به برگ نه به این آبی آرام...
-
وقتی تو کشف بشوی!
چهارشنبه 6 شهریورماه سال 1392 16:19
خوب که نگاه کنی می فهمی ... می فهمی که هستی همه اش یک راز است. هر چیزی که فکرش را بکنی، یک راز است. اصلا این همه بی قراری انسان به خاطر این است که می خواهد راز های بیشتری را کشف کند. تمام آنچه به آن دانش می گوییم، تمام آنچه که هنرش می نامیم، تمام آنچه که احساس و عاطفه ی ما هستند، همه و همه رازهایی هستند که انسان برای...
-
یادت مرا فراموش!
شنبه 2 شهریورماه سال 1392 21:58
آنکه فکر میکنی بدون او هیچ گاه روزهای بعدیات نمیرسد ز راه ناگهان ماضی بعید میشود...
-
من اینجا دارم پی ِ تو می گردم
پنجشنبه 31 مردادماه سال 1392 02:05
یکم کمتر اگه بودی بهت عادت نمی کردم کجا رفتی؟! که من اینجا دارم پی ِ تو می گردم هنوز روزای ِ بارونی منو به گریه میندازه تو هرجایی که هستی باش در ِ این خونه روت بازه تو هرجایی که هستی باش در ِ این خونه روت بازه تو هرجایی دلم اونجاست بهت بدجور وابسته ــَم یه جوری منتظر میشم که تو باور کنی هستم داره این حس ِ دلشوره همه...
-
و من در گریز از خویشتن پیوسته میکاهم
پنجشنبه 31 مردادماه سال 1392 01:56
هیچ میدانی چرا چون موج در گریز از خویشتن پیوسته میکاهم؟ زآن که بر این پردهی تاریک این خاموشی نزدیک آنچه میخواهم نمیبینم و آنچه میبینم نمیخواهم … شفیعی کدکنی
-
ای عشق میرسم به تو اما چقدر دیر!
پنجشنبه 31 مردادماه سال 1392 01:37
فواره وار، سربه هوایی و سربه زیر چون تلخی شراب، دل آزار و دلپذیر ماهی تویی و آب؛ من و تنگ؛ روزگار من در حصار تُنگ و تو در مشت من اسیر پلک مرا برای تماشای خود ببند ای ردپای گمشده باد در کویر ای مرگ میرسی به من اما چقدر زود ای عشق میرسم به تو اما چقدر دیر مرداب زندگی همه را غرق میکند ای عشق همّتی کن و دست مرا بگیر...