خیـــلی دور ... خیـــلی نزدیک

بنام خدایی که برای قلب دوست و برای اثبات دوستی اشک را آفرید...

خیـــلی دور ... خیـــلی نزدیک

بنام خدایی که برای قلب دوست و برای اثبات دوستی اشک را آفرید...

فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی...

می توانی بروی قصه و رویا بشوی

راهی دورترین نقطه‌ی دنیا بشوی


ساده نگذشتم از این عشق، خودت می‌دانی

من زمینگیر شدم تا تو، مبادا بشوی


آی! مثل خوره این فکر عذابم می‌داد؛

چوب ما را بخوری، ورد زبان‌ها بشوی


من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم

من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی


دانه‌ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط

باید از این طرف شیشه تماشا بشوی


گره‌ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد

تو خودت خواسته بودی که معما بشوی


در جهانی که پر از وامق و مجنون شده است

می‌توانی عذرا باشی، لیلا بشوی


می‌توانی فقط از زاویه ی یک لبخند

در دل سنگ‌ترین آدم‌ها جا بشوی


بعد از این، مرگ نفس‌های مرا می‌شمرد

فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی...


مهدی فرج


9rlia1m4xl3sim9nsbhz.jpg

تو به من نزدیکی و خودت می دانی

کلبه ای می سازم
پشت تنهایی شب، زیراین سقف کبود
که به زیبایی پرواز کبوتر باشد
چهارچوبش از عشق، سقفش از عطر بهار
رنگ دیوار اتاقش از آب
پنجره ای از نور، پرده اش از گل یاس...

عکس لبخند تو را می کوبم
روی ایوان حیاط
تا که هرصبح اقاقی ها را با تو سرشار کنم
همه دلخوشیم بودن توست
و چراغ شب تنهای من، نور چشمان تو است
کاشکی در سبد احساسم، شاخه ای مریم بود
عطر آن را با عشق
توشه راه گل قاصدکی می کردم
که به تنهایی تو سر بزند

تو به من نزدیکی و خودت می دانی
شبنم یخ زده چشمانم در زمستان سکوت
گرمی دست تو را می طلبد...

tpvhcv08a23p6n5fegfp.jpg

خدا رو دوست دارم واسه این که تو رو بهم داده

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام

خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت

خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت

خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم

خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم

خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام


خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن رو یادم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خیلی دوست داره

خدا رو دوست دارم چون عاشق رو تنها نمی زاره


خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه

خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند می زنه

خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم

خدا رو دوست دارم که می دونه ما عاشق همیم


                                                               دانلود 


2b93l5t1rkkwvfi0xsq.jpg

رهایت نمیکنم!



هرگز از رویاهایت دست نکش!
از نشــانه ها پیروی کنـــ

چه خوشبختی ِ نابی!



دلم از تمام ِ تو پر است
دستم از  تمام ِ تو پر است
چه خوشبختی ِ نابی!

عباس حسین نژاد


ترا دارم که، مرگم زندگانی است...

ترا من زهر شیرین خوانم ای عشــــق،
که نامی خوشتر از اینت ندانم.
وگر،هر لحظه، رنگی تازه گیری ،
به غیر از زهر شیرینت نخوانم.
تو زهری، زهر گرم سینه سوزی،
تو شیرینی، که شور هستی از تست.
شراب جام خورشیدی، که جان را
نشات از تو، غم از تو، مستی از تست.
به آسانی، مرا از من ربودی
درون کورۀ غم آزمودی
دلت آخر به سر گردانیم سوخت
نگاهم را به زیبائی گشودی
بسی گفتند: دل از عشق بر گیر!
که: نیرنگ است و افسون است وجادوست!
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است، اما نوش داروست!
چه غم دارم که این زهر تب آلود،
تنم را در جدائی می گدازد
از آن شادم که در هنگامه درد،
غمی شیرین دلم را می نوازد.
اگر مرگم به نامردی نگیرد:
مرا مهر تو در دل جاودانی است.
وگر عمرم به ناکامی سر آید ؛
ترا دارم که، مرگم زندگانی است...