-
آه!
پنجشنبه 31 مردادماه سال 1392 00:27
. والـلـه کـه شهر بی تو مرا حبس میشود! آوارگـی بـه کــوه و بــیـابـانـم آرزوستـــ...
-
تنـــــها از دیار خود سفر کــــردم
چهارشنبه 30 مردادماه سال 1392 21:13
بــــاز هم آمدی تو بر سر راهــــــم آی عشق می کنـــی دوباره گمراهــــم دردا من جوانـــی را به سر کـــردم تنـــــها از دیار خود سفر کــــردم دریــا اولین عشق مرا بــــــــــردی دنــــــــــیا دم به دم مرا تو آزردی دریـــــــا سرنوشتم را به یاد آور دنـــــــیا سرگذشتم را مکن بــــــاور من غریبی قصه پردازم چون غریقی غرق...
-
واسه زود بودن چه دیرم ...
شنبه 19 مردادماه سال 1392 01:28
یه بغل گلای مریم... یه غزل بوسه خسته یه نفس حبس تو سینه... یه گلو با بغض بسته واسه زود بودن چه دیرم... با غم چشمات میمیرم وقت رفتنت عزیزم... گریه هامو پس میگیرم یه نفر حبس تو چشمات... تا ابد گوشه زندون، یه نفر عاشق عاشق.. عاشق صدای بارون، جونشو لحظه ی آخر... میسپره به دستت ارزون چه جوری طاقت بیارم؟ شبهای دل واپسی رو...
-
مثل ابر بهار درکم کن
یکشنبه 13 مردادماه سال 1392 13:44
یه دفعه از چه فصلی سبز شدی که تو احساس من قدم بزنی یه خیابون شدم که گهگاهی یه کمی واسه من قدم بزنی یه خیابون شدم که خستگی ها کز کنم توی موج دامن تو اگه دستم نمیرسه به خودت مست شم از عبور کردن تو مثل پس کوچه های پاییزم ریه هام خش خشن ،پر از برگن سن و سالی نداره رابطمون اکثر عاشق ها جوون مرگن اون قدر راه رفتی روی تنم تا...
-
من و خدا توی دل شبـــ...
سهشنبه 8 مردادماه سال 1392 03:01
ای که مرا خوانده ای راه را نشانم بده! روز واقعه ____________ ببرم اسم اونایی که اسم هر دونشون عرشت و میلرزونه؟ سفر سبز ____________ یا الهی العاصین خدایا من و مفتکی بخر امشب مولای من آقایی کن من و به غلامی ببر ____________ دلم ب بوی تو آغشته است! حالا تمام دلم بوی تو را میدهد... ____________ زیبا سلام زیبا هوای حوصله...
-
فال خوبـــــــ
سهشنبه 8 مردادماه سال 1392 01:59
برادرم میگفت: فال خوب نشون دهنده ،حاله خوبه! اینم فال امشب من 7 مرداد 1392 گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم ز جام وصل مینوشم ز باغ عیش گل چینم شراب تلخ صوفی سوز بنیادم بخواهد برد لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جان شیرینم مگر دیوانه خواهم شد در این سودا که شب تا روز سخن با ماه میگویم پری در خواب میبینم لبت شکر به...
-
قدم میزنی باهام؟
یکشنبه 6 مردادماه سال 1392 04:42
آ خدا سلام دستت درد نکنه فقط دستت درد نکنه همین... کمکش نمیکنی همین... رهاش کردی همین... خسته ام میشه دستم و بگیری با هم یکم راه بریم برات درد دل کنم؟ اگه میشه این :دست من: :)
-
تو را آزاد می خواهم...
چهارشنبه 2 مردادماه سال 1392 03:46
آنقدر دوستت دارم که هر چه بخواهی همان را بخواهم اگر بروی شادم اگر بمانی شادتر تو را شاد تر می خواهم با من یا بی من ٬بی من اما شادتر اگر باشی کمی - فقط کمی - نا شادم و این همان عشق است عشق همین تفاوت است همین تفاوت که به مویی بسته است و چه بهتر که به موی تو بسته باشد خواستن تو تنها یک مرز دارد و آن نخواستن توست و فقط...
-
رفتار من عادی است!
سهشنبه 1 مردادماه سال 1392 22:46
رفتار من عادی است اما نمی دانم چرا این روزها از دوستان و آشنایان هر کس مرا می بیند از دور میگوید: این روزها انگار حال و هوای دیگری داری اما من مثل هرروزم با آن نشانی های ساده با همان امضا، همان نام و با همان رفتار معمولی مثل همیشه ساکت و آرام این روزها تنها حس می کنم گاهی کمی گنگم گاهی کمی گیجم حس میکنم از روزهای پیش...
-
فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی...
جمعه 28 تیرماه سال 1392 02:39
می توانی بروی قصه و رویا بشوی راهی دورترین نقطهی دنیا بشوی ساده نگذشتم از این عشق، خودت میدانی من زمینگیر شدم تا تو، مبادا بشوی آی! مثل خوره این فکر عذابم میداد؛ چوب ما را بخوری، ورد زبانها بشوی من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی دانهی برفی و آنقدر ظریفی که فقط باید از این طرف...
-
تو به من نزدیکی و خودت می دانی
جمعه 28 تیرماه سال 1392 02:16
کلبه ای می سازم پشت تنهایی شب، زیراین سقف کبود که به زیبایی پرواز کبوتر باشد چهارچوبش از عشق، سقفش از عطر بهار رنگ دیوار اتاقش از آب پنجره ای از نور، پرده اش از گل یاس... عکس لبخند تو را می کوبم روی ایوان حیاط تا که هرصبح اقاقی ها را با تو سرشار کنم همه دلخوشیم بودن توست و چراغ شب تنهای من، نور چشمان تو است کاشکی در...
-
خدا رو دوست دارم واسه این که تو رو بهم داده
شنبه 22 تیرماه سال 1392 04:56
خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه...
-
رهایت نمیکنم!
دوشنبه 17 تیرماه سال 1392 00:16
هرگز از رویاهایت دست نکش! از نشــانه ها پیروی کنـــ
-
چه خوشبختی ِ نابی!
شنبه 15 تیرماه سال 1392 21:15
دلم از تمام ِ تو پر است دستم از تمام ِ تو پر است چه خوشبختی ِ نابی! عباس حسین نژاد
-
ترا دارم که، مرگم زندگانی است...
سهشنبه 4 تیرماه سال 1392 23:19
ترا من زهر شیرین خوانم ای عشــــق، که نامی خوشتر از اینت ندانم. وگر،هر لحظه، رنگی تازه گیری ، به غیر از زهر شیرینت نخوانم. تو زهری، زهر گرم سینه سوزی، تو شیرینی، که شور هستی از تست. شراب جام خورشیدی، که جان را نشات از تو، غم از تو، مستی از تست. به آسانی، مرا از من ربودی درون کورۀ غم آزمودی دلت آخر به سر گردانیم سوخت...
-
ومن... در این سوی مرزها!
پنجشنبه 30 خردادماه سال 1392 14:51
به رازهای آفرینش ایمان می آورم قصه ی ما داستان همان پروانه ای ست که در آن سویِ سرزمین های ناشناخته ی عشق پرواز میکند... ... مثلِ تو... تو در ورایِ ماورای من قدم میزنی دستانت را تکان میدهی نفس میکشی ومن... در این سوی مرزهای جدا مانده از تو ویران میشوم! سحرمحمدی
-
هر جا باشم آخر... به تو بر می گردم
چهارشنبه 29 خردادماه سال 1392 11:35
دوستی ساده ی ما غیر معمولی شد نمی دونم اون روز تو وجودم چی شد! نمی دونم چی شد که وجودم لرزید دل من این حسو از تو زودتر فهمید تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم؟ چه دلیلی داره از تو دس بردارم؟ بین ما کی بیشتر عاشقه من یا تو؟ هر چی شد از حالا همه چیزش با تو دیگه دست من نیست بستگی داره به تو بستگی داره که تو ، تا کجا دوسم...
-
تو آغاز یک حسّ و حال جدیدی
سهشنبه 28 خردادماه سال 1392 01:18
اگر یک دو سطر است، یا یک دو صفحه تو مسئول فحوای این شعرهایی اگر زشت و بدخط، اگر خوب و خوانا تو داری مرا مینویسی. مگر چیست سرمایه من؟ بجز حرفهایی که از تو بجز لحظههایی که با تو بجز راههایی که تا تو... و هر روز حس میکنم رو به پایان خویشم و از روز دیگر تو آغاز یک حسّ و حال جدیدی. زمین سردتر میشود – باغ انگور کمتر و...
-
تمام حسم به تو
شنبه 25 خردادماه سال 1392 17:05
"دلتنگی" فقط یک اسم مستعار است برای تمام حس هایی که اسمشان را نمی دانیم و هر کدامشان برای خود یک دلتنگی ند...
-
غوغایی در دلـــــ
شنبه 25 خردادماه سال 1392 03:45
وقتی کسی را دوست داشته باشی ناخودآگاه بی آنکه بخواهی میبینی که در دلت غوقاست! غوقایی از دلتنگی, دلشوره ... شیرین است دوست داشتن با همه احوالات! وای به حال روزی که منع بشوی از عواقب دوست داشتن!
-
حضورت در لحظه!
چهارشنبه 22 خردادماه سال 1392 21:58
هر روز بیشتر در باور منی در ذهن من نسیم تو هر لحظه حاضر است.
-
شوق پرواز هست اما قدرت پرواز نـــــه!
سهشنبه 21 خردادماه سال 1392 09:27
یکی در سینه ام فریاد می زند پرواز کن! بر تارک دیوار خواهی رسید و از آن سو همزادت را و عشقت را خواهی نگریست هزاران حیف پر می زنم اما پرواز نه گویی دست صیادی پر های پرواز مرا بریده است شوق پرواز هست اما قدرت پرواز نه ...
-
فکــ نمیکردم عزیز دلت بشم عشق من
شنبه 18 خردادماه سال 1392 20:08
عاشقت شــدم عاشقت شـــــدم فکــ نمیکردم عزیز دلت بشم عشق من فکــــ نمیکردم بیای بمونی پیشم عشقه من میمیرم وقتی که رو لب تو میاد اسمه من دستمو بگیر توی دستتو بزار خیره شم توی چشم مستتو سرت و بزار روی شونهام دستتو بکش روی گونهام من تورو میخوام بیشتر از خودم آره بدجوری عاشقت شدم عاشقت شــدم عاشقت شـــــدم
-
از آن روز که دربند توام آزادم
جمعه 10 خردادماه سال 1392 05:05
من از آن روز که دربند توام آزادم پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم همه غمهای جهان هیچ اثر مینکند در من از بس که به دیدار عزیزت شادم خرم آن روز که جان میرود اندر طلبت تا بیایند عزیزان به مبارک بادم من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ یاد تو مصلحت خویش ببرد...
-
هرچی دارم مال تو!
پنجشنبه 9 خردادماه سال 1392 02:26
سهم تو شوق دلم مستی من از نفس باور عشق در نوازشگری خاطره ات سهم من آمدن حس نیاز این اسارتگر بستان وجود در پی جستن تصویر نهان از گهر هم نفسی سهم تو حس تلاطم غزل موج غرور سفر ابر ملالت زده در زمزمه بارش چشم سهم من رخوت هم فاز شدن با تپش اینه ات شعله لحظه دلباختنت از نگه قاتل من سهم تو بو سه بر این مخمل گیسوی بلند رخ ز...
-
مسافرتــــــــ
چهارشنبه 8 خردادماه سال 1392 01:21
دوستت دارمممم با من پرواز کن تا اوج با من بمانـــــ
-
دورم از تو . اما با تو . لحظه ها را زنده هستند
یکشنبه 5 خردادماه سال 1392 22:40
دورم از تو . اما با تو . لحظه ها را زنده هستند بازهم از تو . پرم از تو . واسه تو رویای خستم خوبه دیروز . با تو هر روز . از تو با خدا میخونم توو خیالت . توی حالت . باز توی کما میمونم تا وقتی کنارمی میدونم . تا وقتی بهارمی میتونم دیگه طاقت دوریت ندارم . دیگه نمیتونم دیگه نمیتونم دیگه نمیتونم غربت لحظه ی خسته راه خندهامو...
-
غمیـــــ شیرینـــــ...
یکشنبه 5 خردادماه سال 1392 14:18
دوستت دارم و همین غمگینترم میکند.. . وقتی که نمیتوانم چهارفصل جهان را بر شانههای تو آواز بخوانم وقتی که بادی برگهایت را از من میگیرد.. . درخت بالابلند من! باور کن این همه خواستن غمگین است برای پرندهای که از کوچی به کوچ دیگر پرواز میکند.. . "مریم ملکدار"
-
عزیزم ازین عشق حذر کن...
شنبه 4 خردادماه سال 1392 10:02
-
خیلی حرفها گفتنی نیست...
جمعه 3 خردادماه سال 1392 10:14
به سوی تو، به شوق روی تو به طرف کوی تو سپیده دم آیم مگر تو را جویم بگو کجایی؟ نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم ببین چه بی پروا ره تو می پویم بگو کجایی..... کی رود رخ ماهت از نظرم به غیر نامت کی نام دگر ببرم اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی؟ به دست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی فتاده ام از پا بگو که از جانم...