خیـــلی دور ... خیـــلی نزدیک

بنام خدایی که برای قلب دوست و برای اثبات دوستی اشک را آفرید...

خیـــلی دور ... خیـــلی نزدیک

بنام خدایی که برای قلب دوست و برای اثبات دوستی اشک را آفرید...

همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد


همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد  
زمانی از حقیقت های ما افسانه می سازد

 
سر مغرور من! با میل دل باید کنار آمد 
که عاقل آن کسی باشد که با دیوانه می سازد
 
 
مرنج از بیش و کم ، چشم از شراب این و آن بردار 
که این ساقی به قدر "تشنگی" پیمانه می سازد
 
 
مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم
که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد
 
 
به من گفت ای بیایان گرد غربت! کیستی ؟ گفتم :
پرستویی که هر جا می نشیند لانه می سازد
 
 
مگو شرط دوام دوستی دوری ست٬ باور کن
همین یک اشتباه از آشنا  بیگانه می سازد

_____
پ.ن

همونظوری که دوست داشتی داره میشه منم سعی میکنم به این وضع عادت کنم...
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد