نه میتونم دور شم از تو
نه میتونم که بمونم
من نه شاهزاده عشقم
نه شهاب آسمونم
تو نه نیستی و نه هستی
دیگه خسته ام از خیالات
مونده بی جواب رو هم
توی زندگیم سوالات
تو یه رنجی
تا همیشه
اگه جون نگیره ریشه
اگه باز بگی نمیشه
اگه یک روزی بدونم
بودن و موندن یادت
واسه قلب عاشق من
که یه عمری عاشقت بود مثل درد زهر نیشه
تو که هستی زندگی هست
قدرت هر خستگی هست
میشه دست قسمت و بست
زیر ضربه های لعنت
که یه دشمنه تو خلوت
که میکوبه میسوزونه
هر خیاله عاشقونه
بود و خوند و موند و نشکستــــ...